تبليغاتX
آبانیها

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386


در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .


۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و
دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش...
(سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین

امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386

TinyPic image

 TinyPic image

TinyPic image

 TinyPic image

 TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

 TinyPic image

TinyPic image

 TinyPic image


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است
در حالي كه:

1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط
براي استراحت است
به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
 براي يك فرد نرمال مشكل است.
بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
 كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.

4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.
 پس 126 در روز باقي ميماند.

5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
 غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
 پس 96 روز باقي ميماند.

6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
 افكار به صورت تلفني لازم است.
چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.
اين خود 15 روز است.
پس 81 روز باقي ميماند.

7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.

8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست
كم 30 روز در سال هستند.
پس 16 روز باقي ميماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
پس 6 روز باقي ميماند.

10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است
.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
 هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.

12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
 اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386


انقدر تو رو دوست دارم

انقدر تو رو دوست دارم


که آب رودخونه ها، درياچه رو دوست دارن


انقدر تو رو دوست دارم


که زير هرم آفتاب، مسافرای کوير

 

سايه بونو دوست دارن


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386

من خدا را دوست دارم و او هم مرا...

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386

سلام

داشتم وب گردی میکردم یک وبلاگه جالب دیدم از تحسن بچه های دانشگاه آذاد ببینید در چه مورده خیلی جالبه اگر همه دانشگاهها و دانشجویان یه کم یاد بگیرن حد اقل از حق خودشون دفاع کنن

متن بیانیه

ما به اجرای بندهایی از طرح (  الگوی پوشش ) که گامی دیگر در  راه نقض آشکار آزادی های

فردی و حقوق ابتدایی انسان هاست اعتراض می کنیم .

ما معتقدیم باز تعریف سلیقه ای مفاهیم دینی در حیطه هایی همچون

 پوشش افراد منجر به تعمیق شکاف بین دانشجویان و مسئولین امر گشته

و نا همخوانی  مقررات جاری دانشگاه با عرف جامعه باعث تشدید دوگانگی

فرهنگی و دینی و ترویج ریا می گردد .

        تجربه ثابت کرده است نوع نگاه مبتنی بر تفکیک جنسییتی هرگز منجر به هیچ

نوع ارتقاء فرهنگی نشده ,  خود همواره به جنسیت مداری در روابط انسانی 

دامن زده , بستری  برای نقض آزادی های فردی و حقوق بدیهی افراد فراهم کرده است .

        حال پرسش اینست : آیا این نوع نگاه مبتنی بر تفکیک نشان از بی اعتمادی

 متولیان امر به دانشجو ندارد ؟

       آیا مسئولین امر فراموش کرده اندکه بی اعتمادی , بی اعتمادی می آورد ؟

 ما به موجب این بیانیه از ریاست محترم واحد جناب آقای دکتر محسنی

تقاضا می کنیم که جهت هم اندیشی در رفع ابهامات فوق الذکر در

 اسرع وقت جلسه ی پرسش و پاسخی با دانشجویان ترتیب دهند.

پی نوشت : مسئولیت اعلامیه ای که در هفته ی جاری در دانشگاه منتشر شد به عهده ی

دانشجویانی که در روز دوشنبه مورخه ی  24 اردیبهشت ماه 1386 تجمع کرده

 بودند , نبوده و این گروه از دانشجویان در این رابطه از قوانین دانشگاه تخطی

نکرده و ضوابط دانشگاه را پاس می دارند .

 

                                       جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان   

عکسهای تجمع

 

 

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386

گزارش تصویری مبارزه با بد حجابی 2


 

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

 

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

W W W . S A L I J O O N  . I R

 

W W W . S A L I J O O N  . I R

 

امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386

(¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

 

خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386

W W W . S A L I J O O N . I R


برات یه هدیه دارم ##**#####**## این یه سیم خارداره. بپیچ دورت تا کسی دستش به گل من نرسه


نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار!

 خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،

 کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!

حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي


 

زیر پاهام برگ های خشکیده ، که اونا هم دل خوشی از درخت

 ندارن میگن درخت میگفت که دیگه وقت تعویض فصله موقع ریزش برگ های خشکه ولی من می دونم

 که همش بهونه بوده درخت از برگ های خشکیده خسته بوده


همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند

:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...

مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد

...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد


سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني

.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد


نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم

كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد


گویند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-ع;شق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستی

 

 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج 9-زندگی 10-مرگ!!!


براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش


روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم

تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود


به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده

. به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد


زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ است

چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟

 اگرعشق نيست چرا عاشقيم؟:-؟؟


دیشب من در بند کور دلان عشق ستیز بودم به گناه عاشق بودن چون عشقم را در پستوی خانه نهان نکردم

 چون راز دلم در چشمانم پیدا بود مرا به گناه نشستن نزد زیباریی دستبند زدن گفتند که چرا عاشقی؟

 گفتند که شعله ای در دلت داری گفتند که آتش گناه است و تو آتشی در دل داری دهانت را می بویند

 مبا دا گفته باشی دوستت دارم دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد روزگار غریبیست نازنین


آرزو دارم ماه همیشه کامل ودرخشان باشه وشما همیشه راحت وخوب باشی هر وقتی شما خواستی تغییر بدی

 روشنایی رو بخاطر داشته باش من بهترین شبها رو برات ارزو کردم


مثل یه گل رز به اب نیاز داره مثل فصول سال که به تغییر نیاز دارن مثل یه شاعرکه به قلم نیاز داره

 من به تو نیاز دارم


دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني

 اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي


ازدواج حقيقي يعني هر روز عاشق همان شخص شدن


شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن

 تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي

 از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني
تو را به ياد آن روز...... تو را به
گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........

تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت.......

 تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر


بوسه اسم است چون عمومي است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است

 چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست

بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل ميکند


به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد

 دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد


بزرگترين گناه: سکوت... بزرگترين شجاعت: بگويي دوستت دارم... بزرگترين سرمايه: دوست...

 بزرگترين اسرار: صداقت... بزرگترين افتخار: عاشق شدن... بزرگترین هنرع;اشق ماندن


زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد .

 اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است


می خواستم اسمتو روی سینه ام خال کوبی کنم اما ترسیدم که صدای قلبم تورو اذیت کنه...


نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفت

============================================

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386

 مشخّصات كلي متولدين فروردين ماه:
پرجنب و جوش ، فعّال ، عجول ، رك و بي‌پروا ، زود عكس‌العمل نشان مي‌دهد، لايق و كاردان ، عاشق قدرت ، بي‌صبر و طاقت ، قادر است مدّتها تنها باشد ، اهل امر و نهي ، طرّاح ، اهل هيجان ، حادثه‌جو ، پرتوقّع ، رياست مآب ، با اعتماد به نفس ، سازنده ، به گذشته فكر نمي‌كند ، جوانتر از سنش ، شايسته ، ماجراجو ، روشنفكر ، دقيق ، اشتباه خود را نمي‌پذيرد ، با مديريّت عالي ، متنفّر از مداخله ديگران ، فعّال و جنجالي ، با شهامت ، با مطالعه ، هوشيار و زرنگ ، صاحب عقيده ، مبتكر ، مقتدر ، اهل بخشش ،اهل تنوّع ، با حس مسئوليّت ، پر انرژي ، اهل كشمكش و ستيز ، سالم و پرقدرت ، خودخواه، گاهي ياغي ، بي ريا ، گاهي خشك و يك دنده ، مخالف دوز و كلك ، در باطن ضعيف‌تر از ظاهر است ، مددكار ، گاهي غير واقعي و غير منطقي ، هوشمند.

مرد فروردين


رك و راست، عاشق پيشه، حسود، پرتوقع و رياست طلب، هرگز به گذشته فكر نمي‌كند، رفتار و قيافه‌اش جوانتر از سنش به‌نظر مي‌رسد، از زن خجول، ملالت آور و منفي باف بيزار است.
 


زن فروردين


او بيش از هر زن ديگري در دنيا مي‌تواند بدون مرد زندگي كند. داراي قابليتهاي زيادي است بطوريكه تقريبا از عهده انجام هر كاري از فروشندگي تا نخست وزيري بر مي‌آيد. خوش بين است و خواهان داشتن كاري در خارج از منزل مي‌باشد. عصبانيتهايش ظاهري و مهربانيش عميق و واقعي مي‌باشد

 

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386

نياز كلمهء عظيمي‌ست ! خيلي چيزها هست كه از همين كلمه سرچشمه ميگيرد ... نياز به هر چيزي

آدم را وادار ميكند به پايبند شدن ... نياز به پدر و مادر ، نياز به نفس كشيدن ، نياز به پول ، به خانه ،

 

سقف ، آدمها .... و همهء اينها آدم را زنجير ميكند به دنيا .

 اين روزها فكر ميكنم دنيا سياهچال عمیقی‌ست كه يكي يكي هر آدمي كه ميشناسمش را ميبلعد و

 

هيچ ازشان باقي نميگذارد . يكهو با هم هجوم ميآورند به دايره‌ام ، يكهو با هم تصميم ميگيرند رهايم

 

كنند به امان خدا . شايد اگر همه‌شان يكديگر را مي‌شناختند يقين پيدا ميكردم با هم تباني كرده‌اند براي

 

اين يكهو رفتن و يكهو ماندنهاي بي‌دليل و با‌دليل !

امروز به گمانم ۱۵روزي از اول فروردين ميگذرد ، فروردين 1386 ! نميدانم چرا اصلا از اين گذر متعجب نميشوم ! اتفاقات و آدمها باد شده‌اند كه ميوزند از كنارم   

 

میدونید یه جورایی خسته ام نمیدونم از چی ولی خسته ام باور کنید خسته شدم ولی با این حال هر

 

کسی منو میبینه فکر میکنه دارم از خوشی میمیرم ولی چون دوست ندارم آدم کسلی باشم  اینجوریم

 

فکر کنم اگر اشتباه نکرده باشم فردا تولد سمانه هست امروز هم به خاطره سمانه آمدم پست بزارم و

 

تولدشو تبریک بگم فقط سمانه جان میتونم بگم دوست دارم تولدت هم مبارک

                                                   

                                               سمانه تولدت مبارک

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385

سلام

آخرین پسته امساله چه زود گذشت ها ۸ ساعت دیگه

سال تحویل میشه ولی من که اصلا" هیچ فرقی برام

نداره امیدوارم  شما خوش باشید

                   سال نو مبارک

  بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد! دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایتان آرزو مندم

آبانیها


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385

 سلام دوستاي خوب و مهربونم


ايندفعه ذهنم ياراي نوشتن رو نداشت ، اومدم بگم که خيلي خسته ام ، هم خسته و هم داغون...


به يه استراحت طولاني نياز دارم.از همين جا به خاطر تمام دير اومدنام به کلبه هايِ شما

 مهربونام ، به خاطر نبودنام و به خاطر مسائل احتمالي ديگه از همتون عذر خواهي ميکنم.


فقط برام دعا کنين که حسابي به دعايِ تک تکتون نياز دارم


يا حق....


بي تو چشم هايم دچار بي قراريند          لحظه هايم دقيقه هاي سوگواريند



امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385


بچه ها والنتاین مبارک
امروز امدم والنتاینو تبرک بگم
ولی اصلا" حوصله ندارم آخه همه
به کسی که دوسش دارن تبریک میگن
ولی آخه من اونی که دوستش دارمو چند
روزه ندیدم
خیلی سخته ها
بی خیال ما که عادت کردیم
خلاصه شما که دوستانتون پیشتونن
خوش باشید

امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385

روز سه شنبه 25 بهمن، روز والنتاین، 'روز عشاق' است . اگرچه جشن والنتاین سنتی است غربی اما زبان عشق همیشه و همه جا شنونده دارد. آنهایی که به این روز اهمیت می دهند و عاشق هستند به محبوب خود می گویند دوستت دارم، چه با شاخه ای گل و چه با هدیه ای گرانقیمت؛ اگر مخفیانه عاشق هستند ارسال یک کارت والنتاین بار سنگین افشاگری را خیلی سبک می کند.

جشن والنتاین منحصر به زوج های جوان نیست، اما در این روز، طغیان احساسات خام عشق نوجوانی بیشتر به چشم می خورد. دغدغه های عشقی یک نوجوان، چند برابر می شود: 'چند تا کارت والنتاین می گیرم؟ از طرف کی؟'

این دغدغه تا ساعات پایانی روز ادامه دارد و تا چند روز بعد از موعد والنتاین سوژه ای می شود برای گفتگوهای نوجوانانه.

احساسات عاشقانه چه "خام" و چه "پخته" تعریف راحتی ندارد و از هر که به پرسی، اول تامل می کند، بعد (بالاخره) توصیفی برای آن پیدا می کند. برخی عاشق شدن خود را در چند کلمه می بینند: 'تیر عشق به قلبم خورد' یا 'عشقش جادوم کرد'؛ برخی هم یک کتاب حرف برای گفتن دارند.

توصیف عشق و احساسات منتسب به آن حتی برای فلاسفه، ادیبان، هنرمندان و دانشمندان - که آن را شعبده بازی هورمون ها برای ترغیب انسان به تولید مثل می دانند - آسان نبوده و طی سده های متمادی ذهن و آثار آنها را سخت به خود مشغول کرده است.

شاید دشوارترین کار این متفکرین، تفکیک جاذبه جنسی از عشق "رویایی" بوده و این که آیا اصلا خط و مرزی میان این دو وجود دارد یا نه؟ پاسخ به این سوال و دهها سوال مانند آن هم باعث شده که به مرور ایام تلاش برای درک مفهوم عشق و جستجو برای دستیابی به آن، به یکی از شیرین ترین و در عین حال تلخ ترین تجربه های بشری تبدیل شود.

تلخی و شیرینی که شاید فقط شعر، داستان سرایی، فیلم، ... بتواند تحملش کند: از لیلی و مجنون و رومئو و ژولیت گرفته تا داستانهای عشقی امروزی دست ساز هالیوود.

دلیل مجذوب شدن دو نفر به یکدیگر هر چه باشد - شهوانی یا معنوی - در هر حال یافتن "نیمه دیگر" کار دشواری است. اما رفتن در این راه خالی از هیجان نیست؛ حتی اگر بدانیم در انتها یک سراب در انتظار ماست. شاید برای همین است که جوانان و نوجوانان راحت تر از بزرگترها در این راه قدم می گذارند. آنها مطمئن هستند که "عشق دوای هر دردی است!" - بی بی سی


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by seylsepour.blogfa.com


tkbleak.com